|
مجسمهٔ شهریار، اثر احد حسینی | |
| تولد | ۱۲۸۵ تبریز، ایران |
| مرگ | ۲۷ شهریور ۱۳۶۷ تهران |
| زمینه فعالیت | شاعر و ادیب |
|
آثار شهريار: |
| تولد | سال ۵۴۰ هجری ۱۱۴۶ میلادی نیشابور |
| مرگ | احتمالا ۶۱۸ هجری ۱۲۲۱ میلادی شادیاخ نیشابور |
| زمینه فعالیت | شاعر ، عارف |
| ملیت | ایرانی |
اخوان ثالث در شعر کلاسیک ایران توانمند بود. وی به شعر نو گرایید و آثاری دلپذیر در هر دو نوع شعرش به جای نهادهاست. همچنین او آشنا به نوازندگی سهتار و مقامهای موسیقیایی بودهاست.
پدر او که علی نام داشت، یکی از سه برادری بود که با انقلاب ۱۹۱۷ روسیه به ایران آمد و شناسنامه ایرانی گرفت، از این رو آنان نام خانوادگیشان را اخوان ثالث به معنی برادران سهگانه گذاشتند
آثـــــــــــــــار اخــــــــــــــــــــوان
کودکی و جوانی منوچهری در دامغان به تحصیل عربی گذشت، تا این که به خدمت منوچهر قابوس زیاری در طبرستان رسید. پس از مرگ منوچهر قابوس، منوچهری به ری رفت و به خدمت طاهر دبیر رسید که از طرف سلطان مسعود غزنوی در آنجا فرمانروایی داشت. وی از آنجا به دربار غزنه راه یافته، و به ستایشگری سلطان مسعود غزنوی مشغول شد. منوچهری برای جلب حمایت عنصری قصیدهای به نام «لغز شمع» سرود و در آن عنصری را ستایش کرد. در سال ۴۳۲ هجری قمری، منوچهری در حالی که سی و چهار سال داشت درگذشت.
آثار وحشی بافقی در ادامه ی مطلب
گاویست بر آسمان و نامش پروين
گاويست دگر نهفته در زير زمين
چشم خردت باز کن از روی یقین
زير و زبر دو گاو مشتی خر بين
حکیم غیاثالدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خیام نیشابوری (زادهٔ ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ خورشیدی، مرگ در ۵۱۰ خورشیدی) به خیامی و خیام نیشابوری و خیامی النیسابوری هم نامیده شدهاست. او از ریاضیدانان، ستارهشناسان و شُعرای بنام ایران در دورهٔ سلجوقی است. گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی او است و دارای لقب حجةالحق بودهاست، ولی آوازهٔ وی بیشتر به واسطهٔ نگارش رباعیاتش است که شهرت جهانی دارد. افزون بر آنکه رباعیات خیام را به اغلب زبانهای زنده ترجمه نمودهاند، فیتزجرالد رباعیات او را به زبان انگلیسی ترجمه کردهاست که مایهٔ شهرت بیشتر وی در مغربزمین گردیدهاست.
راستش من قبلا در مورد سهراب گفته بودم ولی چون با یکی از دوستام بحثمون به سهراب رسید گفتم دوباره از این آدم دوستداشتنی بگم
علاوه بر اینا به اون دوستم قول رباعیات خیام رو هم دادم که پاش هستم و دارم تایپشون میکنم
پس شما هم میتوندی منتظرشون باشید
خوب اینم اصل مطلب بیوگرافی سهراب سپهری عزیز:
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در ۳۰ شهریور ماه سال ۱۳۰۵ در تهران متولد شد. پدر و
مادر او هر دو از ادبیات و شعر سررشته داشتند و پدربزرگ مادری او میرزا جوادخان مؤتمنالممالک از شاعران روزگار ناصری بود.
مشیری دوره آموزشهای دبستانی و دبیرستانی را در مشهد و تهران به پایان رساند و سپس وارد دانشگاه شد و در رشته زبان ادبیات فارسی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت، اما آن را ناتمام رها کرد و به سبب دلبستگی بسیاری که به حرفه روزنامهنگاری داشت از همان جوانی وارد فعالیت مطبوعاتی در زمینه خبرنگاری و نویسندگی شد و بیش از سی سال در این حوزه کار کرد.
مشیری سالها عضویت هیات تحریریه مجلات سخن، روشنفکر، سپید و سیاه و چند نشریه دیگر را داشت. از سال ۱۳۲۴ در وزارت پست و تلگراف و تلفن و سپس شرکت مخابرات ایران مشغول به کار بود و در سال ۱۳۵۷ بازنشسته شد.
او در سال ۱۳۳۳ با خانم اقبال اخوان ازدواج کرد و اکنون دو فرزند به نامهای بابک و بهار از او به یادگار ماندهاست.
مشیری سالها از بیماری رنج میبرد و در بامداد روز جمعه ۳ آبان ماه ۱۳۷۹ خورشیدی در سن ۷۴ سالگی درگذشت.
آثار فریدون مشیری
کمالالدین ابوالعطاء محمودبن علیبن محمود، معروف به «خواجوی کرمانی» (زاده: ۶۸۹ - درگذشت: ۷۵۳ ه.ق.) یکی از شاعران بزرگ سدهٔ هشتم است. آرامگاه او در تنگالله اکبر شیراز است. او در قصیده، مثنوی، و غزل طبعی توانا داشته، به طوری که گرایش حافظ به شیوهٔ سخنپردازی خواجو و شباهت شیوهٔ سخنش با او مشهور است.
| استاد غزل سعدی ست نزد همه کس اما | دارد سخن حافظ طرز غزل خواجو |
| تولد | ۲۱ آبان ۱۲۷۴ یوش، مازندران |
| مرگ | ۱۳ دی ۱۳۳۸ شمیران، تهران |
| زمینه فعالیت | شاعر، نویسنده، نظریهپرداز ادبی و منتقد |
علی اسفندیاری یا علی نوری مشهور به نیما یوشیج (زاده ۲۱ آبان ۱۲۷۴ [۱] خورشيدی در دهکده یوش استان مازندران - درگذشت ۱۳ دی ۱۳۳۸ [۲] خورشیدی در شمیران شهر تهران) شاعر معاصر ایرانی است. وی بنیانگذار شعر نو فارسی است.
نیما پوشیج با مجموعه تأثیرگذار افسانه که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیاد ها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خود نیما بر هنر خویش نهاده بود.
تمام جریانهای اصلی شعر معاصر فارسی مدیون این انقلاب و تحولی هستند که نیما مبدع آن بود.
راستش این اولین پست "چرکنویس" :
بود خار و گل با هم ای هوشمند چه در بند خاری تو گل دسته بند
گرت عیب جویی بود در سرشت نبینی به طاووس جز پای زشت
این یجورایی مصداق این شعر سهرابه :
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید.
واقعا اگر چشمامونو بشوریم و یه جور دیگه ییبنیم
اگر اینقدر عیبجو نباشیم و زیبایی ها رو ببینیم و ازشون لذت ببریم
هم خودمون از زندگی رضایت بیشتری داریم هم دیگران از برخورد با ما لذت میبرن.
اینجوری همچی خیلی قشنگتر و دلچسبتر میشه.
تنش ها کمتر ٬ کدورت ها کمتر و زندگی زیباتر میشه.
راستش این مطلبم هیچ ربطی به ادبیات و شعر و شاعری نداره.
ولی....
دیدم این آدم هم در رده ی تمام شعرا و عرفای ما برای ما افتخار آمیزه و باعث شده ما به خودمون ببالیم.
شاید بعدا این مطلبو با یه سری مطلب کامل تر تو یه وب جداگانه بذارم.
اگر این کارو کردم حتما اون وب رو لینک میکنم و آدرسشو اینجا واسه همه ی عاشقای ایران میذارم.
این جمله از کسیه که مطالب پایین در مورد اونه با خوندنش برین به استقبال ازین انسان بزرگ:
فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی
به خاک بسارند تا اجزای بدنم ذرات خاک
ایران را تشکیل دهد.
ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره راه رفتن
کسی قضاوت کنم، کمی با کفشهای او راه بروم.
دکتر شریعتی
اولاً از همتون ممنونم
دوماً میخواستم یه توضیحی در باره ی "چرکنویس" بدم.
یه شب یهویی زد به کلّم که یه تیتر درست کنم و هر چند وقت یکبار توش یه چیزی بنویسم.
حالا اینکه چی میخوام بنویسم عرض میکنم:
گفتم یه سری از جملات بزرگان یا شعر یه شاعر و ازین غبیل چیزا یا ترکیبی از همشون و...
یا مثلاً یه چیزی از خودم بهشون اضافه کنم.
خلاصش میشه اینکه یه پاراگراف کوتاه که توش یه پیام یه حرف بدرد بخور باشه بنویسم و بذارم و ازش استفاده کنیم.
نظرتون رو بگید.
خیلی خوشحال میشم شما هم کمکم کنید و جمله ها و شعرای قشنگیو که بلدین به منم یاد بدین.
منتظر نظراتون هستم.
وی از اعقاب ابوایوب انصاری است. مادرش از مردم بلخ بود و عبدالله خود در هرات متولد شد و از کودکی زبانی گویا و طبعی توانا داشت چنانکه شعر پارسی و تازی را نیکو میسرود و در جوانی در علوم ادبی و دینی و حفظ اشعار عرب مشهور بود و مخصوصاً در حدیث قوی بود و امالی بسیار داشت و در فقه روش امام حنبل را پیروی میکرد.
وی در تصوف از شیخ ابوالحسن خرقانی تعلیم گرفت و جانشین او بود. محل اقامتش بیشتر در هرات بود و در آنجا تا پایان زندگانی به تعلیم و ارشاد اشتغال داشت.
انصاری شعر میسرود ولیکن بیشتر شهرت وی بجهت رسالات و کتب مشهوری است که تألیف کردهاست و از آن جملهاست ترجمهٔ املاء طبقاتالصوفیهٔ سلمی به لهجه هروی و تفسیر قرآن که اساس کار میبدی در تألیف کشفالاسرار قرار گرفتهاست.
از رسائل منثور او که بنثر مسجع نوشته مناجاتنامه، نصایح، زادالعارفین، کنزالسالکین، قلندرنامه، محبتنامه، هفتحصار، رسالهٔ دل و جان، رسالهٔ واردات و الهینامه را میتوان نام برد.
آن کس که تو را شناخت جان را چه کند فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانه تو هر دو جهان را چه کند
هفت اورنگ جامی
ادامه ی مطلب و آشنایی بیشتر با جامی
رودکی به روایتی از کودکی نابینا بودهاست و بهروایتی بعدها کور شد. او در روستایی بهنام بَنُج [۱] (پنجکنت در تاجیکستان امروزی) در ناحیه رودک در نزدیکی نخشب و سمرقند به دنیا آمد.
رودکی را نخستین شاعر بزرگ پارسیگوی و پدر شعر پارسی میدانند.
حکیم ناصر خسرو از شاعران بزرگ و فیلسوفان برتر ایران است که بر اغلب علوم عقلی و نقلی زمان خود از قبیل فلسفهٔ یونانی و حساب و طب و موسیقی و نجوم و فلسفه و کلام تبحر داشت و در اشعار خویش به کرات از احاطه داشتن خود بر این علوم تأکید کردهاست. ناصرخسرو بهمراه حافظ و رودکی جزء سه شاعری است که کل قرآن را از برداشتهاست. وی در آثار خویش، از آیات قرآن برای اثبات عقاید خودش استفاده کردهاست.
آثار ناصر خسرو قبادیانی
| تولد | ۵۳۷ گنجه یا تفرش |
| مرگ | ۶۰۸ گنجه |
| زمینه فعالیت | شاعر و داستاننویس |
عبید زاکانی از شعرا و نویسندگان فارسیزبان قرن هشتم است، نام کامل وی: ( خواجه نظام الدین عبیدالله زاکانی ) . متخلص به «عبید زاکانی» ، از شاعران مشهور قرن ۸ هجری قمری است. علت مشهور بودن او به (زاکانی) نسبت داشتن او به خاندان زاکان است که این خاندان تیرهای از «عرب بنی خفاجه» بودند که بعد از مهاجرت به ایران به نزدیکی قزوین رفتند ودر آن نواحی ساکن شدند. بنا به گفتهٔ تاریخ نویسان «عبید» در طول حیات خود لقبهایی را از أمراء وحکام زمان خود گرفتهاست. و اشعار خوب و رسائل بی نظیری دارد.[۱]
توضیحات بیشتر و حکایات عبید در ادامه ی مطلب
اولاً از همتون ممنونم
دوماً میخواستم یه توضیحی در باره ی "چرکنویس" بدم.
یه شب یهویی زد به کلّم که یه تیتر درست کنم و هر چند وقت یکبار توش یه چیزی بنویسم.
حالا اینکه چی میخوام بنویسم عرض میکنم:
گفتم یه سری از جملات بزرگان یا شعر یه شاعر و ازین غبیل چیزا یا ترکیبی از همشون و...
یا مثلاً یه چیزی از خودم بهشون اضافه کنم.
خلاصش میشه اینکه یه پاراگراف کوتاه که توش یه پیام یه حرف بدرد بخور باشه بنویسم و بذارم و ازش استفاده کنیم.
نظرتون رو بگید.
خیلی خوشحال میشم شما هم کمکم کنید و جمله ها و شعرای قشنگیو که بلدین به منم یاد بدین.
منتظر نظراتون هستم.
| تولد | ۱۵ دی ۱۳۱۳ ۱۹۳۵ تهران |
| مرگ | ۲۴ بهمن ۱۳۴۵ ۱۹۶۷ تهران |
| مدفن | گورستان ظهیرالدوله |
| نام دیگر | فروغالزمان فرخزاد عراقی (اراکی) |
| زمینه فعالیت | شاعر |
| ملیت | ایرانی |
| همسر یا شریک زندگی | پرویز شاپور از هم جدا شدند |
| فرزندان | کامیار شاپور |
| والدین | توران وزيری تبار، محمد فرخزاد |
نامه های فروغ به شاپور
پیش از ازدواج
در طول زندگی مشترک
پس از جدایی
پا ورقی :
نامه های فوق را تنها به خاطر اینکه از طرف فروغ نوشته شده اند نخوانید ... اینها نامه های گذشته است اینها حرفهایی است که در گذشته مطرح بوده ولی ... کمی که فکر می کنیم .... کمی که مقایسه می کنیم می بینیم با حرفهایی که امروزه در جامعه ی ما گفته می شود چندان فرقی ندارد و در برخی موارد اصلا فرق ندارد ... بحث تلخ وشیرین مهریه در نامه های قبل از ازدواج ! که پنداری قیمتی است برای انسانها ! دلتنگی هایی که از سوی پدران و مادران برای فرزندان ایجاد می شود و تنها دلیل آن تفاوت نگرشی است که دو طرف به زندگی دارند و این تنها با گذشت زمان و اختلاف زمان ایجاد می شود !
محدودیتهایی که برای زنان بوده و هست در بخش نامه های زندگی مشترک به خوبی قابل حس است !
جامعه ی ما همچنان با نگرشی غلط سعی می کند به اینده حرکت کند ولی گویا به عقب می رود ! تنها خواننده نباشیم ....!
بعد از پا ورقی:
منبع و کتابی که این متون رو از روش براتون می نویسیم این قدر معتبر هست که اجازه چاپ گرفته ! ولی وقتی می خونیمش می بینم که تو ساده ترین مسئله یعنی تاریخ زدن برای نامه ها دچار مشکل اساسی هست ! برای مثال شما 3 نامه ی شماره های 18 19 و 20 از بخش زندگی مشترک رو مطالعه بفرمایید ! متون در پی همدیگر هستند ! ولی تاریخها پس و پیش و حتی اشتباه می باشند ! اگه تاریخ ندارن نامه ها مؤلف مجبور نبوده که از خودش تاریخ در بیاره ! شاید هم اون موقع تقویم ها اشتباه داشتن !